أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

9

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آنان كه با خداى تعالى دشمنى كنند و مخالفت نمايند ايشان را خوار گردانند و به روى در اندازند و هلاك كنند چنان كه خوار كردند و هلاك گردانيدند آنان را كه از پيش ايشان بودند از آن كافران كه بايشان آياتى روشن فرستاديم و كافران را باشد عذابى و رنجى خوار كننده در روزى كه خداى تعالى ايشان را همه برانگيزاند و حشر كند و گرد گرداند و آنگه خبر دهد ايشان را به آنچه كرده باشند تا ايشان در ميان خلايق و عرصات قيامت تشوير « 1 » خورند و رسوا گردند و اين خود عبارت باشد از عذاب و عقوبت ؛ چنان كه يكى از ما گويد كه : من ترا آگاه كنم و گفتار و كردار ترا با تو نمايم بر سبيل تهديد و وعيد ؛ يعنى جزاى آن به تو رسانم تا تو آگاه شوى از كردهء خويش ، و خداى تعالى كردار ايشان را بشمرد و نگاه داشت بر ايشان و در جريدهء اعمال ايشان ثابت كرد و ايشان آن را فراموش كردند ؛ با ياد ايشان دهد و تقرير كند بايشان و خداى تعالى بر همه چيزها گواه است و بنزديك همه چيز حاضر . [ سوره المجادلة ( 58 ) : آيه 7 ] أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلاَّ هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( 7 ) اى « 2 » نمىبينى يعنى نميدانى كه خداى تعالى ميداند آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است و برو هيچ پوشيده نيست هيچ از سه كس نباشد از راز گويندگان كه با يكديگر راز گويند الّا كه خداى تعالى چهارم ايشان باشد و هيچ پنج تن نباشد الّا كه خداى تعالى ششم ايشان باشد و نه كمتر از اين و نه بيشتر از اين باشند الّا كه خداى تعالى با ايشان باشد هر كجا كه باشند ، گفتار ايشان ميشنود آنگه خبر دهد ايشان را به آنچه كرده باشند روز قيامت و خداى تعالى به همه چيزى داناست ؛ راز ايشان بر وى پوشيده نباشد چنان كه بر كسى كه با ايشان باشد حاضر هر كجا كه ايشان باشند . [ سوره المجادلة ( 58 ) : آيه 8 ] أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى ثُمَّ يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْهُ وَ يَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ وَ إِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَها فَبِئْسَ الْمَصِيرُ ( 8 )

--> ( 1 ) - تشوير - كسى را خجل و شرمسار ساختن . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « هى » يعنى آيا ؛ زيرا وى « هى » و « أى » و « آيا » را در يك معنى به كار ميبرد .